چند سال پیش اومدم هلند. کشور خوبیه. دوچرخه‌ی خوب، جاده‌ی صاف، و پنیر برای هر حال و هوایی. ولی یه چیز کوچیک همیشه رو مخم بود: پیدا کردن کسب‌وکارهای ایرانی عجیب سخت بود.

مشکل چی بود

همه‌چی با یه دندون‌درد شروع شد.

دنبال دندون‌پزشک بودم. نه هر دندون‌پزشکی - یکی که بتونه فارسی و دقیق برام توضیح بده تو دهنم چه خبره. وقتی پای درد و بدن خودت وسطه، «تقریباً فهمیدم» جواب نمی‌ده. می‌خواستم کلمه به کلمه بفهمم و اونم دقیقاً منو بفهمه. یه شکاف زبانی کوچیک، وقتی یکی داره با دریل بالای سرت وایمیسته، خیلی بزرگ به نظر میاد.

بعد کم‌کم یه الگو دیدم. تو گروه‌های تلگرامی، هر هفته همون سوال‌ها تکرار می‌شد. «کسی رستوران ایرانی خوب سراغ داره؟» «دنبال یه حسابدار ایرانی‌ام.» «دکتر فارسی‌زبان کجا پیدا کنم؟» همون نیازها، بارها و بارها، گم‌شده لای اسکرول.

رفتم سراغ گوگل مپ. و اینجا بود که فهمیدم مشکل اصلی چیه: از روی اسم یه کسب‌وکار نمی‌تونی بفهمی ایرانیه یا نه. ممکنه یه رستوران ایرانی عالی، یه اسم کاملاً خنثی داشته باشه. گوگل مپ نه برچسب «ایرانی» داره، نه فیلتر، نه هیچ راهی برای جدا کردنشون. اطلاعات وجود داشت، ولی دقیقاً برای کسایی که بهش نیاز داشتن نامرئی بود.

همون‌جا بود که ایده کلیک کرد. چی می‌شد اگه یه همچین برچسبی وجود داشت؟ یه جایی که دقیقاً برای همین ساخته شده باشه.

بعدتر، دوستم پوریا - که پرتغال زندگی می‌کنه - تقریباً همین ایده رو مطرح کرد. همون مشکل، کشور دیگه. این شد هل آخر. با هم شروع کردیم به ساختن.

راه‌حل

ما IranBiz رو ساختیم - یه دایرکتوری از کسب‌وکارهای ایرانی. ایده عمداً ساده‌ست:

هم فارسی کار می‌کنه هم انگلیسی، چون جامعه‌ی ما هم‌زمان تو دوتا زبون زندگی می‌کنه.

صفحه اصلی IranBiz

ولی یه مشکل کلاسیک داشتیم: دایرکتوری‌ای که توش کسب‌وکاری نباشه، به درد نمی‌خوره. برای همین منتظر نموندیم مردم دستی لیست‌ها رو اضافه کنن. یه اسکریپت نوشتیم که پیام‌های گروه‌های تلگرامی رو می‌خونه، مفیداشو فیلتر می‌کنه و از یه LLM می‌خواد اطلاعات کسب‌وکار رو خودکار دربیاره - اسم، دسته‌بندی، راه ارتباطی. قدم بعدی اینه که همینو با دیتای گوگل مپ هم انجام بدیم. این‌جوری اپ از روز اول زنده به نظر میاد، نه یه اتاق خالی.

تکنولوژی و امکانات

قول دادم زیادی تکنیکال نشم، پس نسخه کوتاهش:

فرانت با Next.js و TypeScript ساخته شده و با Tailwind CSS استایل خورده تا تمیز و سریع بمونه. کل بک‌اند روی Supabase می‌چرخه - یعنی دیتابیس، لاگین کاربر (از جمله ورود با گوگل)، ذخیره‌سازی عکس کسب‌وکارها و قوانین امنیتی، همه یه‌جا. کد چسبی کمتر، ساختن بیشتر.

چون جامعه‌ی ما دوزبونه‌ست، اپ کامل فارسی و انگلیسیه، با پشتیبانی درست از راست‌به‌چپ. شاید کوچیک به نظر بیاد. نیست. این‌که یه لی‌اوت تو هر دو جهت طبیعی حس بشه، واقعاً حوصله می‌خواد.

اسکریپت ایمپورت خودکار جاییه که ماجرا جالب می‌شه: پیام‌های تلگرام رو می‌خونه و با LLM دیتای تمیز کسب‌وکار رو بیرون می‌کشه. مثل یه کارآموز خیلی صبور که هیچ‌وقت نمی‌خوابه، ولی گاهی باید حرفاشو راستی‌آزمایی کنی.

از نظر امکانات، چیزی که کاربر واقعاً می‌گیره:

سرچ کسب‌وکار در IranBiz

هیچی اینجا خیره‌کننده نیست. یه استک محکم و حوصله‌سربر که داره کار مفیدی می‌کنه - که راستش، مدل مورد علاقه‌ی منه.

معیار موفقیت

من پروداکت منیجرم، پس تا یه عدد پشت یه فیچر نباشه، بهش اعتماد نمی‌کنم. ولی جلوی وسوسه‌ی اندازه‌گیری همه‌چی رو گرفتم.

معیار شماره یکمون ساده‌ست: چندتا کسب‌وکار اضافه می‌شه.

همین. اگه کسب‌وکارها همین‌طور اضافه بشن، یعنی جذب داره اتفاق می‌افته - اپ داره جایی که مهمه رشد می‌کنه. نظر و ترافیک و بازگشت کاربر خوبن، ولی بدون لیست کسب‌وکار هیچ معنی‌ای ندارن. کسب‌وکارها پایه‌ی کارن. برای همین هر روز صبح همین عدد رو نگاه می‌کنم.

چالش‌ها

بذارید صادق باشم، چون وانمود کردن به این‌که آسون بود دروغه.

اعتماد، از هر دو طرف. کاربر باید به نظرها اعتماد کنه. کسب‌وکار باید مطمئن باشه منصفانه نشونش می‌دیم. این اعتماد شکننده‌ست و دیر ساخته می‌شه. رویکرد ما صبورانه‌ست: نظرها تا وقتی ادمین تاییدشون نکنه مخفی می‌مونن. کندتره، آره - ولی یه دایرکتوری کوچیکِ صادق از یه دایرکتوری بزرگِ قلابی بهتره.

ایمپورت خودکار جادو نیست. اسکریپت عالیه، ولی LLMها بعضی وقتا خلاق می‌شن. یه شماره تلفنی «استخراج» می‌کنن که اصلاً وجود نداره، یا دسته‌بندی رو اشتباه حدس می‌زنن. برای همین هر کسب‌وکاری که ایمپورت می‌شه هنوز باید چک انسانی بشه. اتوماسیون سرعت می‌ده، آدم‌ها اعتماد. به هر دوش نیاز داریم.

نه گفتن. به عنوان یه PM، یه لیست بلندبالا از ایده‌های «چقدر باحال می‌شد اگه…» دارم. نقشه، چت، پیشنهاد هوشمند، همه‌چی. تقریباً به همه‌شون نه گفتم. اپ چندتا کار می‌کنه و سعی می‌کنه همونا رو خوب انجام بده. خویشتن‌داری خودش یه فیچره.

قدم بعدی

برنامه از اینجا به بعد آرومه، نه هیجانی:

حرف آخر

IranBiz رو نساختم که استارتاپ بزرگ بعدی بشه. ساختمش چون یه دندون‌پزشک می‌خواستم که بتونه وضعیت دندون خودمو برام توضیح بده. معلوم شد هزاران نفر همین مشکل کوچیک و رومخ رو دارن - فقط یه جا لازم داشتن که بگردن.

حالا اگه اجازه بدید، من یه نوبت دندون‌پزشکی دارم. این دفعه به فارسی.

شروع جستجو

کلمات کلیدی برای جستجوی مقاله وارد کنید

↑↓
ESC
⌘K میانبر